دوست صمیمی جدید
امروز با دوست جدید بی نظیری آشنا شدم که فوری مرا شناخت خیلی عجیب بود که او هر چه
می گفتم می فهمید او به مشکلات من گوش داد او به رویاهای من گوش داد با هم درباره ی عشق
وزندگی حرف زدیم به نظر می رسید او هم چنین تجاربی داشته حتی یک باراحساس نکردم درباره ام
قضاوت می کند او کاملا می دانست چه احساسی دارم به نظرم می رسید به راحتی مرا پذیرفته و
همین طور همه ی مشکلاتی را که با آنها درگیر بودم او وسط حرفم نپرید احتبپیاجی نداشت حرفی بزند
فقط خیلی صبورانه گوش داد و ازمن دور نشد من می خواستم او بفهمد که این چه قدر برای من با ارزش
است اما وقتی خواستم او را در آغوش بکشم چیزی مرا از جا پراند دستانم را دراز کردم تا او را به خود
نزدیک تر کنم و متوجه شدمک که دوست صمیمی جدیدم چیزی جز آینه نبود... .
کیمبرای کزبرگر
به ادامه مطلب برید
