پیاده رو در ایران و کشورهای مختلف

پیاده رو در کشورهای مختلف

 

به" ادامه مطلب "برید

 

ادامه نوشته

محل زندگی جن و ....



 جنها به غیر از دو آسمان آخر و جاهایی از زمین که براشون ممنوع شده، در بقیه جاها رفت و آمد و زندگی می کنند. اما بعضی جاها هم هست که جنها علاقه ی بیشتری بهشون دارند و بیشتر در اونجاها تجمع می کنند. یکی هم جاهای خلوت و کم تردد برای استراحت. مثل ساختمانها یا اتاقهایی که کمتر مورد استفاده ند، انبارهای قدیمی، زیر زمینها و ...
  یکی دیگه ش نزدیک درختان میوه ست. اینکه می گن بعضی درختان مثل انجیر، اصطلاحا سنگین هستند، درسته و دلیلش تجمع جنها در اطراف و زیر درختهاست برای استفاده از میوه و سایه و استراحت.
  گروه هایی از جنها به رقص و آواز خیلی علاقه دارند و معمولا در جشنهای انسانها جنها هم حضور دارند و همراهی می کنند. در واقع بیشتر اوقات جنهایی که از نزدیکی مجلس پر سروصدایی می گذرند، جذب میشن.
  یکی دیگه از جاهایی که  جنها بیشتر می پسندند، خانه های ویلایی و کم طبقه هستند، در واقع جنها به ندرت در طبقات بالای برجها زندگی می کنند و بیشتر از هرجایی زیرزمینهای کم تردد رو برای زندگی و استراحت انتخاب می کنند.
  برخی پرسیده اند: جنها وسایلی برای خودشون ندارند؟ اگر دارند کجا نگهداری می کنند؟ شهر ندارند؟ خودشون غذا درست نمی کنند؟
  جواب اینه که: گروه هایی از جن در شهرها و روستاها و خانه های ما زندگی می کنند، گروه های در کوهها و غارها و جنگلها و دریاها، گروه هایی هم در سیاره ها و کهکشهانهای دیگه. اما هیچ کجا شهرسازی ندارند. اگر چیزی رو بخوان مخفی کنند ممکنه زیر زمین، در کوهها و غارها و زیر دریا و خلاصه هرجایی مخفی کنند

در ادامه مطلب عکسایی از محل زندگی جن گذاشتم احتمالا واقعی هستند

 

ادامه نوشته

عتیقه جات!

سلام . خوبید؟چه خبر؟ اومدم اینجا و بازاسم و تصویری  از این عتیقه ها رو گذاشتم واسه یاداوری ایام القدیم!!
در ضمن محرم هم تسلیت میگم ایشالا تو این ماه حاجتامونو خدا بده .....

قدیمی ترین اتومبیل بنزینی جهان به همراه اجدادمان!!

قدیمی ترین تخت نرد جهان

ادامه نوشته

حجاب ایرانی

به "ادامه مطلب" برید

ادامه نوشته

خدا وکیلی....

خدا وکیلی خدا رو وکیلی که دل ساده ی غریب،  گوش به احوال تو نیست ؟  کمی ازاحوال خودت بگو ساده ی دل شکسته را اگر می بینی . زبان در کام من سیر گشته از سکوت تو، خدا وکیلی اسمی از خودت بگو ، ساده بگو، با من بگو، بگو... . خدا وکیلی دلت در کنج کسی هست یا خدا رو وکیلی نام من در گوشه ای از دلت هست یا دلت نیز از نام من بی زار است . خدا را وکیل ، چشم تو کور    نمی شود از این همه یاوه گویی؟ !! خدا رو وکیلم که سنگی از اتش فروزان خانه کرده دلت را . مرا مجال این همه گفتار بود تو را  بسیار این همه شرمساری نیست خدا وکیلی؟!! ... گوش تو کدام صدای را شنیده که این چنین کردی با من؟؟ خدایا یار من مگر نگفته بود که تو را وکیلم که تا ابد با من است ؟..... پس چه شد آن همه عشوه که برایم می خرید؟ ای یار بر گشته خدا رو وکیلم که من دیگر نمی مانم خدا بخواهد یا نخواهد که من اکنون بمیرم ان همه خاطرات شیرینم را با قطره های خون آلود رگ هایم می برم

خدا  وکیلی می روم قامت رعنای مرا دیگر نمی بینی ... چشمان خیسم.... صدای دلنوازم را دیگر نمی شنوی ..... می روم                        

رفتم ، مرا ببخش و نگو او وفا نداشت   راهی به جز گریز برایم نمانده بود

این عشق آتشین پر از درد و بی امید      در وادی گناه و جنونم کشانده بود