دروغ رو دوست ندارم . بعضی ها تو روزمره شون از از کلماتی مثل سر کارم گذاشتی ، دروغ میگی ، تو رو خدا؟ ، چی میگی؟! ، و کلماتی دیگه که همش از دروغ نشات میگیره زیاد استفاده می کنن . آخه چرا ؟واسه چی ؟برای چی؟

اگه بدونیم که خودشون به خود شک می کنن یا شاید زیاد دروغ می شنوند و یا شاید اصلا نمی دونن دروغ یعنی چی؟ همین طوری این کلمه ها ورد زبونشون شده .

گاهی وقتا یه حرفی که خیلی به دروغ شبیهه میمونه یه حرفه خیلی ساده و صاف باشه مثلا به یکی بگیم چه خبر؟ شاید ظاهرش همین باشه و فقط احوال پرسی باشه اما واقعا طرف میخواد بدونه چه خبر؟!! اما خیلی وقتا معنی این کلمه ها برامون فراموش میشه و حتی معنی سلام کردن رو هم نمی فهمیم . مثلا یه دوست رو تو سلف دانشگاه میبینیم و سلام می کنیم و ۱ ساعت بعد تو نمازخونه میبینیمش و دوباره سلام می کنیم 

اما این فلسفه ی دروغ که فلسفه اش از پیدایش انسان بوده تا حالا خیلی واژه ها برای ما ساخته از جمله ی کلمات فوق که ذکر شد.

البته بعضی وقتا هم دروغ لازمه که من باز مخالفم چرا دروغ بگید؟ در اینجا هم یه اصطلاح دیگه هم داریم به پیچوندن  که این همه زاده ی دروغ هست و من این را هم پیشنهاد نمی کنم و بهتره به جاش حقیقت رو بگید البته اگه به درگیری تبدیل نشه و اگه بشه با من!!  حالا لبخند بزنید . روزتون شاد