عاشقی من!
من کجا دل شکنی کردم که تو با دلم چنین کردی ؟!
عاشقی بودم مه چشمانم تو چرا مه شکنی کردی؟!
قلب من کلیدش دست دستان تو بود
چشم من نگاهش نور چشمان تو بود
ای همه آرزوی من نگیر این روزا از من
به خدا روزام مال توست نگیر این روزا رو از من
قسم به اسم پاکت عاشقی درد هلاکست
رسم دنیا اگه اینه روحم اینجاست ولی جسمم زیر خاکست
به شکوفه های عشقی که زمین ندارد آن را
من هدیه دادم به تو آن شکوفه های جان را
گرچه سنگ است دل تو ولی دانم که تو میری
میری از عالم پاکان جون از عشق من اسیری
ولی ای جانم صبر کن تا که من ببینم
ببینم نگاه گرمت بشنوم سکوت سردت !
حالا که رفتی و من اینجا مانده ام تنهای تنها
ولی جای تو خالی است عاشقی من چه عالی است!
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۲۰ ساعت 8:57 AM توسط بهار
|