خورشید تنها بود ، دور و برش کسی را نداشت، از خدا خواست یه هم دم به او بدهد تا تنها نباشد. خداوند عطارد را به او داد ، عطارد چند قدمی او بود ، خورشید باز هم گلایه کرد و از خدا طلب کرد که دوستان بیشتری به او بدهد و خدا هم زهره، زمین ، مریخ و ... را به او داد.  خورشید خوشحال شد اما نمی دانست که قرار است آنها به دورش بچرخند ! تا کنون خورشید در میان ۹ سیاره است  که به دورش می چرخند خورشید نیمه عمرش را کرده و اکنون حسرت دورانی را می خورد که تنها بود و برای خودش کسی بود .